سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ ه‍.ش.

قرآن‌هاي صنعا و مبارزه با بد حجابي

ديدن صحنه‌هايي مشمئز كننده از برخورد افسران زشت چهره پليس با جواناني كه استقلال يا هويت خود را در "عرف شكني" جامعه مسخ شده ايران مي‌بينند ، ابداً خوشايند نيست. شايد چنين رفتاري بخشي از تنبيه تاريخي ملتي است كه نه جسارت اعتراف به اشتباهات گذشته خود را دارد و نه رمق اصلاح در امور فعلي خود.
حجاب پديده‌اي است كه پس از وقوع انقلاب اسلامي در ايران و حاكم شدن قرائتي راديكال از اسلام بر زنان ايراني تحميل گشت. اگرچه در ماه‌هاي اوليه انقلاب صحبتي از اجباري بودن حجاب براي بانوان نبود و حتي اجبار اين موضوع از سوي روحانيون تكذيب مي‌شد اما رفته رفته توصيه و تبليغ جاي خود را به خشونت و تحميل داد. و اين درحاليست كه در اغلب كشورهاي مسلمان نشين نيز اجباري در اين رابطه وجود ندارد.
اسلام ديني است متكي بر كلام. به اين معنا كه پيروان اين آيين روشهاي خود را نه در اصول ديالكتيكي بلكه در ميراث كلامي مانند متن قرآن و احاديث و نقل قول‌ها مي‌يابند. اگرچه در مواردي ، ترديد‌هايي نيز در صحت اصلي‌ترين ركن آيين اسلام پديد آمده است. منظور همان كتاب مقدس است.
اين عقيده در بين مسلمانان كاملا رايج است كه قرآن‌،‌ كلام خدا از هرگونه تحريف و تغييري مبراست. ولي بازسازي بخشي از مسجد جامع الكبير در صنعا، پايتخت باستاني يمن در سال 1973 مي‌تواند رويدادي تاريخ ساز باشد.آنچه كه در يمن كشف شد را به نقل از متن نگاشته شده در وبلاگ جنگ يا صلح نقل مي‌كنم:

همه ميدانيم که ايمان به قرآن بعنوان معجزه محمد، و کلام خدا از پايه هاي اعتقادي مسلمانان است .... مسلمانان معتقدند كه هيچ تغيير و تحريفی در قرآن بوجود نيامده است (و نخواهد آمد) ........ (إنا نحن نزلنا الذكر و إنا له لحافظون) . (الحجر/9)

با قرآنهای کشف شده در صنعا حداقل می توان ثابت کرد که متن قرآن بطور قطع در طول تاريخ تغيير يافته و قرآن امروز با قرآن ۱۴۰۰ سال پيش متفاوت است .... اين يکی از بزرگترين کشفها در مورد قرآن است که بدلايل خاصي چندان مورد توجه خردورزان پارسی زبان قرار نگرفته است .... جهت اطلاع آندسته از دوستانی که در جريان نيستند، گزارش خلاصه ای عرض ميکنم:

در سال 1972 در جريان بازسازی مسجد اعظم صنعا، کارگران به انبوه کاغذهای قديمی برخوردند که در اثر رطوبت و گذشت قرنها به هم چسبيده بودند ....... موشها و حشرات نيز به آنها آسيبهايی رسانده بودند، و متصديان مسجد با بی توجهی خاصي آنها را در بيست گونی سيب زمينی مچاله کرده و زير راه پله يکی از مناره ها انداخته بودند ....... يکی از مقامات ميراث فرهنگی يمن به اهميت کشف جديد پی برد و با سعی فراوان توانست در سال 1979 (بعد از هفت سال؟؟) يک دانشمند آلمانی (با پشتيبانی مالی دولت آلمان) را متقاعد کند تا روی کاغذ پاره ها کار کند و آنها را باز سازی کند .....
اعضای تيم آلمانی:

1 - Gerd-R. Puin, a specialist in Arabic calligraphy and Koranic paleography based at Saarland University, in Saarbrücken, Germany.
دكتر جرد پويين - از متخصصان قواعد زبان عربي و قرآن در دانشگاه سارلند در آلمان ...


2 - H.-C. Graf von Bothmer, an Islamic-art historian also based at Saarland University.
دكتر گراف وان باتنر - مورخ و متخصص هنرهاي اسلامي و استاد دانشگاه سارلند ....


دو دانشمند مذكور بعنوان سرپرست گروه علمي آلماني موفق به کشف اين حقيقت شدند که بخشی از اين کاغذ پاره ها در واقع نسخه های قديمی قرآن هستند که باهم تفاوتهايی دارند ........ از آنجايی که بيم آن می رفت که با انتشار خبر، چنين اسنادي توسط مذهبی ها نابود شوند و يا حداقل جلوی کار گروه تحقيقات گرفته شود، گروه تحقيق با پشتکار و بدون منتشر کردن خبر كشف به کار جمع آوری، مرتب سازی و کلاسه بندی اسناد ادامه دادند ..... تا سال 1997 تقريبا 35000 ميکروفيلم از اسناد گرفته شد که در سال 99 به آلمان برده شد و پس از آن گزارشی مختصر در اين زمينه در سال 1999 در مجله آتلانتيک به چاپ رسيد


با عکاسی با نور ماوراي بنفش از بعضی از نسخه های کشف شده، آثار پاک کردن يک متن و بازنويسی آن مشهود است و بسياری از ساير نسخه ها با نسخ رسمی کنونی قرآن تفاوتهاي مشهود دارند ..... با توجه به اين اسناد می توان نتيجه گرفت که در قرآن، برخلاف تصور و باور مسلمين، تغييراتی بوجود آمده است، و اين افسانه عدم تحريف قرآن و حفاظت خدا از آن فقط افسانه اي بيش نيست .... اين دو دانشمند بزودي کتابی بر مبنای تحقيقات خود به چاپ خواهند رساند ..... البته با توجه به اهميت موضوع و جنجالی که احتمالا پس از انتشار اسناد در ميان مسلمانان تندرو جهان به پا خواهد شد، بعيد نيست که اراده ای سياسی يا حداقل ترس از تکرار ماجرای سلمان رشدی جلوی نشر اين كتاب را بگيرد ......

آخرين خبری که من توانستم در اين زمينه بدست بياورم، مقاله ای چاپ شده در آگوست 2000 در روزنامه گاردين است:
Querying the Koran Abul Taher / Guardian / Tuesday August 8, 2000




اينجا پايان اين داستان نيست. بخش تكميلي اين تحقيق به زبان فارسي در تاريخ 14 خرداد سال پيش در سايت گويا انتشار يافته. خلاصه‌اي از اين متن را در اينجا به زبان ساده شرح مي‌دهم.

کريستف لوکزنبرگ در سال 2000 كتابي منتشر كرد كه به لحاظ زبان شناختی و روشن کردن بسياری از نکات ناروشن قران نقطه عطفی بشمار می رود. متون يافته شده در صنعا محور اصلي روش وي موسوم به قرآن شناسي تطبيقي است.
او می نويسد در زمان فوت پيامبر اسلام (۶۳۲ ميلادی) کتاب مقدس مسلمانان يعنی قرآن به شکل امروزی وجود نداشت. شکل امروزی قرآن در واقع در زمان خليفه سوم يعنی عثمان (۶۴۴ تا ۶۵۶) نهايی شد و به تمام مناطق فرستاده شد و نسخه های ديگر و يا عبارت هايی که با عبارت های موجود در نسخه تهيه شده توسط عثمان اختلاف داشت از بين برده شد. کتاب مقدس مسلمانان (قرآن) به شکل فعلی آن به کمک افرادی جمع آوری شد که قسمتهايی از آن را ازحفظ می دانستند و يا بر روی پوست يا استخوان نوشته شده بود. در آن سالها خط عربي تنها داراي 18 حرف بوده و به لحاظ نوشتاري كامل نبوده است. به عبارت ساده‌تر، آنچه به زبان عربي گفته مي‌شده ، قابل نگارش به خط عربي آن زمان نبوده است. نگارش قرآن به قرن هفتم ميلادی بر می گردد ولی متون عربی و ادبيات عربی کامل از دو قرن پس از آن در قرن نهم ظاهر می شود يعنی همزمان با نگارش زندگينامه محمد توسط ابن هشام در ۸۲۸ ميلادی. بدين ترتيب اولين واژه شناسی عربی مبتنی بر ادبيات قرآن در سال ۷۸۶ توسط الخليل ابن احمد به نام کتاب «العين» يعنی ۱۵۰ سال پس از مرگ پيامبر اسلام در ۶۳۲ ميلادی منتشر شد. از اينرو زمان تدوين و يکسان سازی نسخ متعدد قرآن در عصر عثمان، نسخه نهايی شده که امروزه نيز در بين مسلمانان رواج دارد، مبتنی بر زبان نوشتاری- گفتاری آرامی سوری بوده است و از همين رو دارای نقاط و فراز های بسيار مبهمی است که در زبان عربی متولد شده در دو قرن بعد، معانی غير واقعی بخود می گيرند.
بدين ترتيب لوکزنبرگ توانسته با مقايسه متون سورياني-آرامي و متن قرآن‌هاي صنعا به معني و منظور( يا شايد هم شكل صحيح)‌ برخي از آيات قرآن پي ببرد. از جمله آيه 31 سوره نور كه مستند اصلي افراط‌ گرايان كنوني در تحميل فشار به زنان در كشورهاي مسلمان است تعبيري ديگر پيدا مي‌كند كه شباهت فراوان به روايات مسيحي دارد.در سوره نور آيه ۳۱ آمده است:« ای رسول خدا، زنان مومن را بگو تا چشمها را بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند و.. بايد سينه و دوش خود را به مقنعه بپوشانند »، درحاليکه معنای سوری- آرامی اين عبارت به سادگی يعنی « آنها بايد شال خود را دور کمرشان ببند ند». اين شال و کمربند همان کمربندی است که در سنت مسيحی، خود عيسی مسيح نيز به دور کمر خود می بست و معنای نجابت داشت.

آنگونه كه گفته شده است، محققان عمدتاً آلماني كه برروي مخطوطات صنعا كار مي‌كنند ، از بيم واكنش‌هاي مسلمانان يا شايد هم به دليل فشارهاي سياسي نتايج كامل تحقيقات خود را منتشر نمي‌كنند. ولي معتقدم كه روزي خواهد رسيد كه به رفتارهاي ناخوشايند افسر نيروي انتظامي جمهوري اسلامي در ميدان ونك تهران ، خواهيم خنديد.


منابع بيشتري براي مطالعه در اين رابطه را مي‌توانيد از مقاله ويكي‌پديا در رابطه با كتاب کريستف لوکزنبرگ پيدا كنيد.
نمونه‌هايي از تصاوير قرآن‌هاي صنعا كه توسط يونسكو منتشر شده است.

2 :پاسخ

بسیار عالی بود.
متشکرم از شما

 

چرا همین امروز " نخ -خند - دیم ؟ "! خردمند آنست و بود که از آغاز به نقل قول از "زائد الوجود ناموجود و بی وجود" خندیده و " میخ -خند- دد !"

 

ارسال یک نظر

<< Home